خرید بک لینک

یه مردی بود که هر شب جمعه میرفت بهشت زهرا و بالای یه قبری مینشست و زار زار گریه میکرد و میگفت: چرا رفتی و منو بدبخت کردی… بهش گفتن این کیه که هر شب جمعه سر مزارش گریه میکنی؟! برادرته؟ پدرته؟ بچته؟ کیته؟ میگه: هیچکدوم! این شوهره اول زنمه…!!

برچسب: نویسنده: شیوا رضایی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:06

یه مرحله از عصبانیت خانومها هست که خودشون سوال میپرسن خودشون جواب میدن مثلا میگن:تو اصلا به من فکر میکنی؟معلومه که نمیکنی.فکر کردی من نمیفهمم؟فکر کردی من بیشعورم؟لابد هستم دیگه... مرحله بعد این خیلی خطرناکه، فرار کنین

برچسب: نویسنده: شیوا رضایی تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 13:06

صفحه بندی